-

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


ياهوگروپ.داستان و
 
داستان كوتاه – داستان كوتاه: پوسته تخمه (showing 1-5 of 5) – Goodreads
https://www.goodreads.com/topic/show/327664
Translate this page
5 discussion posts. Nazanin1987 said: سلام دوست قدیمیخوندمت ولی نه اینجا بلکه تو وبلاگت چون به نظرم اونجا واضح تر می شد خوندشجالب بود احساس کردم شخصیتا…
به این دنیا نمی بازم – وسوسه (این داستان زندگی من نیست ! لطفا قضاوت …
nemibazam.blogfa.com/post/53
Translate this page
سوم راهنمایی بودم . دختر خوشگل و خوش اندامی بودم و همه چشمشون دنبالم بود . از پسرای فامیل گرفته تا غریبه ها .حتی دخترای مدرسه هم باهام دوست میشدن تا بیشتر باهام بگردن . به قول خودشون من باعث میشدم کلاس اونا هم بره بالاتر . چشمای آبیم براحتی هر کسی رو فریب میدادن . با یکی دوست شدم به اسم زهرا،کاش هیچوقت طرح دوستی رو باهاش …
سکس گروهی دکتر
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272560.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – دوست من باور پذیریش سخت بود. حتی برای نوشتن توهمات یا بهتر بگم تخیلاتت باید وقت بیشتر بذاری. شخصیت هات رو پر رنگ کن هرچند کوتاه .حتی دو خط داستان هم باید شخصیت های واقعی داشته باشه. بخون ده بار بیست بار. خوبیه این سایت اینه که شما مجبور نیستی سانسور کنی. اما این هم دلیل نمیشه که هر محولات …
SEXXXX >>> dastanhaye jaleb ghesmate 2 – Google Groups
https://groups.google.com/d/topic/hashar2010/tLhXihqkdys
Translate this page
Jun 18, 2007 – قیمت – قسمت اول. توضیح: این داستان رو بر اساس واقعیت زندگی یه پسر ایرانی به قلم میکشم… بهروز روی تختش دراز کشیده بود و زل زده بود به سقف. کتاب درسیش روی سینش پهن بود و مثلا داشت درس میخوند! فکرش خیلی مشغول بود تمام ذهنش روی دوست دخترش میچرخید. روزی که اولین بار توی حیاط دانشگاه همدیگه رو …
داستان بهشت قسمت نهم | داستان های بدون سانسور
https://beautyshining.wordpress.com/2010/…/داستان-بهشت-قسمت-…
Translate this page
Jul 23, 2010 – آنشب تا صبح من و محسن تا تونستیم پرستوومنیررا ازکون گائیدیم ، مخصوصاً محسن که بقول خودش تو عمرش یک همچوکونی گیرش نیومده !… ومنکه مدتها چشٌم دنبال کون منیربود!……. اون میگفت پرستو تنها زنیه که فکرمیکنه هیچوقت ازش سیر نمیشه!….. وهمواره براش تازگی داره…… اون روز تاعصری خوابیدیم …

 







NS