-

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان با مادر خواهر در
 
داستان مادر و خواهرم – 2 – بدر و هلال
https://babakus.wordpress.com/…/داستان-مادر-و-خواهرم-2-خانۀ-خانم-مام…
Translate this page
May 23, 2013 – (ماهیِ بیچاره، للۀ کودکی ام، خدمتکار و بردۀ مادرم است که از موقع تولد من در خانۀ مادربزرگ وبعد مادرم بوده و داستان ظلمی که می بیند خودش یک رمان کوچک می شود) به مهین گفته تو اصلا لوسی چون مادرت تربیتت نکرده، و بچه را طوری رنجانده که از گریه نفسش داشته بند می آمده. بچۀ 6 ساله! خواهرم همانروز حس مادری اش گل کرده و بی …
داستان مادر و خواهرم – 4 – بدر و هلال
https://babakus.wordpress.com/2013/05/30/داستان-مادر-و-خواهرم-4/
Translate this page
May 30, 2013 – جدایی پدر و مادرم عامل اصلی از هم پاشیدن زندگی پدر و مادرم، مادر بزرگم بود. یِک از این جهت که دخترش را لای پنبه، نازپرورده وخودخواه بزرگ کرده بود و دوم برای اینکه وقتی دکترهای ایران پدرم را – در سی یا 31 سالگی – جواب کردند و مجبور بود برای رفتن به فرنگ…
مادر و سوپرایز خواهر ناتنی – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مادر-و-سوپرایز-خواهر-ناتنی
Translate this page
مادر و سوپرایز خواهر ناتنی. 1395/2/28. مامان. نمیدونم میخای باور کنی یا نه چون الان که دارم مینیویسم خودم تو شوکم اسمم آرمانه و ۲۲ سالمه و داستانی که میخام براتون تعریف کنم واسه همین اوخره داستان از اونجا شروع شد که مامانم کم کم به بابام شک کرده بود،مامانم که که اسمش مریم ه یه میلف به تمام معناس،یه زن ۴۰ ساله گوشتی و حشری.منم که مدام …
داستان مادر شوهر خوب من – بیتوته
www.beytoote.com/fun/fiction-vocal/story-mother-law.html
Translate this page
من كه ديدم كاري از پيش نبرده و فقط باعث شده‌ام مادرشوهرم بيش از گذشته ازخودراضي و بااعتماد به نفس شود، دلم مي‌خواست بروم و خواهر نابغه‌ام را از روي كره‌ زمين محو و نابود كنم. پس از اين كه عقل و خلاقيت با شكست مواجه شد به سراغ تجربه رفتم. يعني با مادرم حرف زدم و از ايشان راه‌حلي خواستم. مادر نسخه‌اي را كه معمولا همه افراد باتجربه براي …
داستان ها – صدای مامانم چقدر قشنگه – Wattpad
https://www.wattpad.com/168813798-داستان-ها-صدای-مامانم-چقدر-ق…
Translate this page
ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻪ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰ ﻭ ﻣﺤﺘﺮﻣﻪ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻭ ﮐﻨﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺸﻨﻮﻡ. ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺑﺮﻡ ﻧﻮﻧﻮﺍﯾﯽ. ﺣﺎﻻ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻧﻮﻥ ﺑﺮﻧﺞ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﮐﻨﻪ. ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﺑﻬﺘﺮﻡ ﻫﺴﺖ. ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﺳﺮﺍﻏﻢ ﺑﻪ ﮐﻠﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻢ ﺭﻭ ﺩﻧﺪﻩ ﻟﺞ ﻭ ﺍﺻﻼ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ. ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ﺩﻓﻌﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺷﻨﯿﺪﻡ. ﺍﺻﻼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩﺵ …
داستان شوم تنها ماندن برادر و خواهر ناتنی در خانه! – روزپلاس

 







NS