-

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان با عمه .لوتي
 
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_1.html
Translate this page
من از اين کارم قبل از اينکه اين سايتو ببينم خيلي پشيمون بودم و فکر ميکردم که فقط من يه نفر تو دنيا اين کار رو کردم ( سکس با محارم ) اما اين سايت رو که ديدم گفتم ماجراي سکس با عمه لیلا رو براتون بگم . خيلي حاشيه رفتم بريم سراغ داستان . يه روز من ميخواستم برم تهران تا يکي از دوستام رو ببينم . گفتم از شب برم خونه عمه اينا …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 50 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_50.html
Translate this page
بلند شد واسم اب اورد و من فوری با لیوان اب حرکات سکسی میکردم لیسش میزدم یواش و با کرشمه اب میخوردم اون که فقط خیره تگاه میکرد منم انگشتمو دور لبش میمالوندم دست ….. ساسان و عمــــــــــــــه. سلام این داستان واقعی برای خودم اتفاق افتاده عمم اینا از شهرستان اومده بودن خونه ما یک هفته ای قرار بود بمونن شب اول که فرا رسید از اون جایی که …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 75 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_75.html
Translate this page
سکس با عمه نازم. من اولین باره داستان مینویسم غلط داشتم به بزرگی خودتون ببخشید خوب از داستان دورنشیم من مرتضی 21 سالمه این داستان برای سال پیش برایم اتفاق افتاد من پسری لاغر روفرم بدنم ورزشی بود و اصلی ترین خوش اخلاقم با همه در بدترین شرایط هم خوشحال هستم خوب عمم اسمش سمانه32ساله (اسم ها مستعاره) خوشگل مامانی بدن …
داستان های تک قسمتی نوشته ایرانی – صفحه 24 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_7176_24.html
Translate this page
آخه گریه ام نمی گرفت وقتی عمه به اون خوشگلی رو پس از ده سال می دیدم . فقط حیفم اومد که این اشکهای عمه جون باعث قاطی شدن آرایش دور چشاش شده . قرار بود عمه جون تا یک ماه رو خونه مون بمونه که مستاجرش خونه اشو تحویلش بده . آخ چه عالی ! دیگه هر شب سر کشی می کردم به این سایتها وخوندن داستانهای سکس با محارم . هر جا هم که سکس با عمه رو …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 60 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_60.html
Translate this page
مامان و خواهر جونم مامانم 45 سالشه و خواهرم 20 سالشه و من 3 سال از خواهرم بزرگترم. مامانم رو اولين باري كه لخت ديدم تو اتاق خوابش بود. اوون روز بابام ماموريت بود. من تو اتاقم بودم رفته بودم از اشپزخونه آب بيارم كه ديدم مامانم لخت نشسته رو ميز آرايشش. كونش اوونقدر گنده بود كه لپاي كونش پهن شده بود و تو صندلي جا نمي گرفت خط كونش از …

 







NS